X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

برج و کبوتر

پنج‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1385

گامی به پیش!

شیخ ابوسعید یکبار به طوس رسید. مردمان از شیخ استدعاء مجلس کردند ، شیخ اجابت کرد ؛ بامداد در خانقاه ِ استاد  تخت بنهادند و مردم می آمدند و می نشستند. چون شیخ بر تخت شد و مقریان قرآن برخواندند و مردم می آمد چندانکه کسی را جای نماند ، مُعََرف برخاست و گفت : خدایش بیامرزد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید.

شیخ گفت : و صلی الله علی محمد و آله اجمعین ؛

و دست به روی فرود آورد و گفت : هرچه ما خواستیم گفت و جمله ی پیغامبران بگفته اند او بگفت ، خدایش بیامرزد که هرکسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید.

چون این کلمه بگفت از تخت فرود آمد و آن روز بیش از این نگفت.

 

کتاب اسرار التوحید

باب دوم ، فصل دوم

اثر محمد بن منور

نظرات (33)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 17 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 14:13
+ صبور
آره حق داشت گاهی با یک گام تمام کارها درست می شه.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 19 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 17:44
+ سایه
سلام خوبین
ممنون که به من سر میزنید شما حکایتهای جالبی رو مینویسید و انتخاب میکنید همه ۱ درس خوب به خواننده میدن
زبا خوندن هر حکایت درس جدید یاد میگیرند
موفق باشید
امید وارم گامهای خوبی در زندگی بردارین
در
امتیاز: 0 0
جمعه 31 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 12:52
+ صبور
یه جشن تولد کوچولو در عذاب های ابدی برپاست می یای؟
امتیاز: 0 0
شنبه 1 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 21:00
+ مازیار
شما باید عشق ابی باشی
نه ؟
با شنیدن اسم وبلاگ شما یاد ترانه ی برج با صدای ابراهیم حامدی (ابی) افتادم
وبلاگ زیبایی دارید
شاد زیوید
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 14:19
+ سایه (سایه تنها)
سلام محمدرضای عزیز

قالب نو مبارک. خیلی قشنگ شده. واقعاً‌ با عنوان وبلاگت همخوانی داره. آفرین.

ضمناً‌ چرا انقدر کم پیدا شدی؟
امتیاز: 1 0
پاسخ:
حمیدرضا D:
سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 00:09
+ Mosafer kochooloo
رودخانه به تو آشنایی هدیه می داد،
تو از صدای موج گله مند بودی
زلالی آب عشق را به تو هدیه بخشید،
تو کورمال کورمال به دنبال عشق می گشتی
امتیاز: 0 0
جمعه 21 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 23:02
+ یاس
سلام
من هر وقت به وبت سر میزنم حال و هوام عوض می شه
امتیاز: 0 0
جمعه 28 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 23:38
+ آوا
سلام محمد رضا ی عزیز... خوبی؟‌ببخشید که انقدر دیر بهت سر زدم. ممنونم از کامنت قشنگت. خیلی حرفات برام مفید بود. می دونی به حرفات خیلی فکر کردم درست می گی این فکره که باید عوض بشه منم خیلی سعی کردم که فکرمو عوض کنم نه جامو و با اون فکر خداحافظی کردم و به قول خودت نقطه گذاشتم اومدم سر خط... دوباره شروع کردم.
باز هم ممنونم ازت. شاد باشی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اسم من حمیدرضا هست
یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1385 ساعت 17:58
+ سایه
سلام دوست گلم

چرا آپ نمی کنی؟ خیلی وقته وبلاگت به روز نشده ... منتظریم!

راستی به رنگی بالاتر از سیاهی رسیده ام ... منتظر حضورتم!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 23:27
+ یاس
سلام
چرا اپ نمیکنین پس؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 20:57
+ سعید
سلام چطوری
خوبی اقا حمید رضا
وبلاگت مثل همیشه عالیه مطلب زیبایی هم بود
انگار یادت رفته یک رفیقی هم این اطراف داری
باشه
منتظرم
یا علی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1385 ساعت 16:47
+ عطش
سلام
از اینکه تو بلاگ اسکای یه وبلاگ سر حال و مستمر میبینم و خیلی خوشحالم و جا داره تا تبریک بگم راستی چه طرح زیبایی وبلاگتون داره
منتظر نظرتان راجح به وبلاگم هستم. باشه تا این سرزدن اتفاقی مقدمه ارتباطی با دوام باشه
موفق باشی
عطش
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1385 ساعت 22:35
+ سحر
وبلاگ بسیار زیبایی دارین.
مطالبش هم خوب و جذابه.
من لینکتون رو در وبلاگم قرار دادم.خوشحال میشم که شما هم لینک من رو قرار بدین
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 16:16
+ شادی
سلام
اول از اینکه دیر به وبلاگتون سر می زنم عذر خواهی می کنم
و بعدش هم باید بگم که من شما را به یه بازی دعوت کردم به وبلاگ من یه سری بزنید تا از جزئیات این برنامه آگاه تر بشین.
البته من خودم تو این بازی شرکت نکردم ولی چون خواستم بی معرفتی نکرده باشم شما و چهار نفر دیگه را که می شناختم تو این بازی دعوت کردم
دوست کوچیک شما شادی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 17:51
+ پگاه
عالی بود...
امتیاز: 0 0
شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 18:52
+ zar
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست ، من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
.......................
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید ، هرچند آنجا جز رنج و پشیمانی چیزی نباشد
اما کوری را به خاطر آرامشش تحمل مکن .
شریعتی
امتیاز: 0 0
شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 18:54
+ zar
اینجا بسیار زیباست و بسیار زیبا
چقدر یه آدم میتونه بزرگ باشه که بخواد زیباییشو تقسیم کنه اون بالا دعوتنامه به همکاری رو دیدم
دلیلش رو نفهمیدم
حالا...
این آدرس وبلاگ منه اینجا تمام صداهای نشنیده از منه که نتونستم بگم مطالبم رو بخونید و اگر مایل بودید به منم اجازه بدید تو زیبایی وبتون سهیم باشم
شبتون بلند
امتیاز: 0 0
شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 18:55
+ zar
با دریغی سنگین
شعر آمیخته با حسرت یک خاطره را
قصه حادثه برج و کبوتر را یک با ر دیگر می خوانم
......
ای پرنده ی من ای مسافر من
من همون پوسیده تنها نشینم
هجرت تو هر چه بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم
.............................................
http://i4.tinypic.com/2q07fyo.jpg
این لینک متن خودمه
این شعر منو یاد این متنم انداخت
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:39
+ مارمولک پیر
وبلاگت خیلی خوب طراحی شده . خیلی جالبه . ولی آخه چرا آپدیت نیستی ؟؟؟
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 16:23
+ شادی
سال نو مبارک
امتیاز: 0 0
شنبه 4 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 20:58
+ شلمچه
سال نو مبارک
موفق باشی
امتیاز: 0 0
شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 11:57
+ **..ونوس..**
وباره طفل دل من بهانه تو گرفت
شبانه گریه کنان ، راه خانه تو گرفت

به هر گلی که گذر کرد ، عطر زلف تو خواست
ز برگ برگ درختان ، نشانه تو گرفت

به گاه رفتن تو ، اشک من ، زدیده چکید
لبم به نغمه ی غمگین ، ترانه تو گرفت

سال نو مبارک ..سال پر برکت و شادی براتون آرزومندم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 21:31
+ مجتبی اصغری
نمی دونم درباره خودروی فرمولی که توسط تیم فرمول گروه خودروی دانشگاه صنعتی اصفهان طراحی شده و الان مراحل ساختش داره انجام میشه چیزی شنیدین یا نه؟ به هر حال ما یه نظر سنجی برای انتخاب اسم این خودرو تو وبلاگ این تیم گذاشتیم. از همه بچه های صنعتی و غیر صنعتی دعوت میکنیم که تو این نظرسنجی شرکت کنند.
خوشحال میشم به عنوان خبر رسانی و اطلاع رسانی و در مورد این افتخار بزرگ برای دانشگاه صنعتی اصفهان و ایران این خبر رو در سایتتون ببینم
وبلاگ تیم فرمول:http://automotive.iut.ac.ir/blog
وبسایت تیم فرمول:
http://automotive.iut.ac.ir/fsae
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 13:42
+ فریما تنها
سلام آغای حمید رضای عزیز خیلی خیلی دیر است که خبری ازت نیست امیدوارم همه چیز خوب باشه راستی من یک کلبه جدید ساختم برای خوندن مطالب آن شما را دعوت مینمایم امیدوارم و خیلی هم خوشحال میشم که رد پای شما را یادگاری نگهدارم
هر دو کلبه را اپدت میکنم
www.loveislifeforyou.blogfa.com حتما بیا منتظر حضور سبزتان هستم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 09:14
+ ف تنها
سلام حمید رضای عزیز خیلی خیلی ممنون از تشریف فرمایتون راستی اینکه شما چرا ابدیت نمیکنید را نمیدانم اما اگه میشه با هم ارتباط داشته باشیم و همیشه به کلبه ام بیا خوشحال میشم
موفق باشین این کلبه جدیدم است راستی میدانی برای اینکه همیشه خاطراتت و خاطرات برج و کبوتر جاویدان باشد من کد اونو گرفتم و گذاشتم در کلبه ام حالا نمیدانم که بدون اجازه اینکار را کردم بخاطر اون معذرت میخواهم
موفق باشین اگه رضایت بخاطر گذاشتن کد برج و کبوتر ندارین من دوباره اونو میگرم اما اگه اجازه بدین اون همونجا باشه چون همیشه جاویدان میباشد.
امتیاز: 0 0
جمعه 18 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 19:43
+ لاهوت
با سلام
از دیدن زحمات شما برای راه اندازی این وبلاگ مسروم شدم . برای این که بتوانیم وبگرد های اینترنتی را به وبلاگ های هم راهنمایی کنیم بهترین راه حل لینک دادن یکدیگر است . اگر برای این کار آمادگی دارید این وبلاگ را لینک داده و در نظرات آن برای من پیغام بگذارید در اولین فرصت اسم وبلاگ شما در لیست لینک های من اظافه می شود.
با تشکر
www.lahot.mihanblog.com
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 17:38
+ ری را

سلام

دوست عزیز وبلاگ نویسم خسته نباشید...واقعا وبلاگ زیبا و نوشته های جالبی دارید از این رو خوشحال میشم به کلبه ی محقر و کوچک منم یه سری بزنید و من رو هم با حضورتون خوشحال و مستفید کنید. در ضمن چرا دیگه آپ نمی شه .حیف نیست که ادامه ندی؟ موفق باشی.

بای
امتیاز: 0 0
یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 10:21
+ ف تنها
سلام خیلی خیلی ممنون
امتیاز: 0 0
جمعه 29 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 15:19
+ ری را
آپم
امتیاز: 0 0
شنبه 7 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 08:10
+ غروب سیاه پوش
سلام دوست عزیز

وبلاگ من به روز شد. لطفا بهم سر بزنید.
منتظرتون هستم.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 23 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 12:05
+ سانای
سلام دوست من

خیلی خیلی زیبا مینویسی
وبلاگت خیلی قشنگه
خسته نباشی
از آشنایی با شما خوشحال شدم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 ساعت 11:21
+
وبلاگ خوبی دارین اگر وقت کردین به ما هم سری بزنید
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 08:32
+ ونوس
روزی برای رسیدن به حقیقت عشق از تو پرسیدم عشق چیست ؟

گفتی: اشتیاق تشنه ای است برای رسیدن به یک قطره آب .

گفتم : عاشق کیست ؟

گفتی : آن که برای رسیدن به محبوبش مثل شمع می سوزد !

گفتم : این سوختن و ساختن از چه روست ؟

مرا در عشق توان سوختن و ساختن نیست .

گفتی : عشقت ، عشق نیست !

پرسیدم : تو نیز آیا در تب عشق می سوزی ؟

سکوت کرد و مرا بی پاسخ رها .....

من اما امروز ، می دانم سکوت چشمانت گواهی سوختن را می داد .
امتیاز: 0 0